الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

233

تفسير مجمع البيان (فارسى)

بيان آيه 112 - 113 قرائت در قرائت غير مشهور « و لتصغى » ، « و ليرضوه » « و ليقترفوا » به سكون لام و در قرائت مشهور بكسر لام قرائت شده است . علماى ادب گويند : ساكن كردن اين لام - كه لام جر است - كم است . آنچه ساكن كردن آن شايع است ، لام امر است . مثل : « ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ » ( حج 29 ) لغت زخرف : تزيين شده . در حديث است كه « انه لم يدخل الكعبة حتى امر بالزخرف فنحى » يعنى پيامبر خدا داخل كعبه نشد ، تا دستور داد ، نقش‌ها و تصويراتى كه كعبه را به آنها زينت داده بودند ، از آن دور ساختند . برخى گفته‌اند : مقصود از « زخرف » طلاست . غرور : چيزى كه ظاهر آن خوش آيند و باطن آن ناخوش آيند باشد . شيطان از اين جهت غرور است كه انسان را بظواهر فريبنده سرگرم و او را از عاقبت بد غافل مىكند . بيع غرر ، معامله است كه مورد اطمينان نباشد . تصغى : گوش دهد . مصدر آن « صغو » يعنى گوش دادن . « اصغاء » نيز به همين معنى است : شاعر گويد : ترى السفيه به عن كل محكمة * زيغ و فيه الى التشبيه اصغاء يعنى : مىبينى كه آدم سفيه ، از آيات محكم منحرف و بآيات متشابه گوش مىكند . در حديث است كه : « كان رسول اللَّه يصغى الاناء للهر » يعنى پيامبر خدا ظرف را براى گربه كج مىكرد كه آب بنوشد . بنا بر اين اصل اين كلمه به معناى مايل ساختن است كه گوش را هم به طرف سخن مايل ميكنند . اقتراف : گناه كردن .